"تبديل احوال ملت ايران به نيكوترين احوال، نيازمند توجه و لطف پروردگار است اما بايد متوجه بود كه جلب "لطف و رحمت الهي" به تلاش و همت آحاد مردم براي ايجاد تحول در زندگي شخصي و اجتماعي بستگي دارد. "
جمله بالا قسمتی از پیام نوروزی رهبر نظام جمهوری اسلامی است که ضمن آن سال 1388 را به نام سال اصلاح الگوی مصرف نامیدند . در واقع این جمله یادآوری کلام خداوند در قران است که خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خود بخواهند (خود را تغییر دهند). به مصداق عبارت معروف خواستن توانستن است . باید همه متوجه باشیم که صرف تکرار پیامو خواستایشان و به به و چه چه گفتن متملقانه و چاپلوسانه وافی به مقصود نخواهد بود بلکه باید در عرصه عمل وارد گردیده و مشتاقانه ،پرانرژی و در مسیر درست و همراه با برنامه و راهبرد دراز مدتو بااستفاده از توان همه متخصصان و احترام به همه صاحبان فکر و اندیشه ،کار و تلاش و فعالیت نمود تا تحقق اهداف و تامین مصالح ملی میسر گردد. زیرا چنانکه گفته اند به عمل کار بر آید به سخن دانی نیست.و ما بیشترسخن سالار هستیم تا عمل گرا!
و اما چرا اصلاح الگوی مصرف...
یک ملت و کشور همواره با چالشها و تهدیدها روبرو است . این تهدید ها می تواند از داخل یا خارج از مرز ها باشد.ملتی هماره موفق و پیروز است که چالشها و تهدیدها را پیش بینی و شناساییکرده و به طریق منطقی و اساسی و خردمندانه با آنها روبرو گشته و از قبل شرایط مقابله را فراهم نموده و به مبارزه با آنها برخیزد. و حتی تهدید ها را به فرصت مبدل می کند.
با توجه به آمار و اعداد و ارقام که از منابع رسمی در زمینه مصرف در ایران و مقایسه آن با استاندارد های جهانی منتشر می گردد در خواهیم یافت که مشکل اساسی کجاست و تهدیداتی که زندگی اجتماعی و فردی ما را نشانه گرفته اند چیست؟آنوقت به اهمیت این نام گذاری توسط عالی ترین مقام کشور و ضرورت پرداختن به آن پی خواهیم برد.
شاهد مثال اینکه به استناداطلاعات رسمی موجود:
بیش از 36 در صد بنزین خاورمیانه در ایران مصرف می شود.
متوسط مصرف سوخت خود رو ها در ایران 11 لیتر است ( این رقم در فرانسه 9/1 در ژاپن 5/2 و انگلسی 5/3 ودر آمریکا 2/7 لیتر است).مصرف سرانه سوخت در ایران 2 برابر کشور چیناولین و 4 برابر کشور هند دومین کشور پر جمعیت جهان است.
ایران نوزده همین کشور پر مصرف برق دنیاست. و رتبه سوم مصرف گاز بعد از آمریکا و روسیه را داراست.
در ایران بیش از 70درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف می شود.و سرانه مصرف آب در ایران 5 برابر استاندارد جهانی است.سرانه مصرف نان در ایران 160 کیلو گرم در سال است و این تقریبا دو برابر کشور هایی نظیر فرانسه و آلمان است.
سرانه مصرف شکر در ایران 29 کیلو گرمو میانگین جهانی آن 22 کیلو گرم است.ایرانی ها 20 درصد بیشتر از میانگین جهانی روغن مصرف می کنند.در مصرف دارو در میان 20کشور نخست جهان و در آسیا مقام دوم را دارا هستیم.
در مصرف نوشابه گاز دار رتبه اول را در جهان داریم.در مصرف لوازم آرایش نیز رکورد دار هستیم.
از نظر ضایعات مواد غذایی جایگاه ما در جهان مقام اول است.
مسئله مهم تر هدر دادن وقت در ایران است ظاهرا برای بسیاری از ما وقت نه اینکه طلا نیست بلکه ارزش آهن پاره هم ندارد.این مطلب را بگذارید در کنار این نکته که میانگین کار مفید در ایران بین 22 دقیقه تا 2 ساعت است. طبق آمار رسمي منتشر شده ساعات کار مفيد در ژاپن 49تا 60ساعت در هفته و در کره جنوبي 54 تا 72 ساعت مي باشد اما در صنايع کشور ما کار مفيد هفتگي 6تا 9 ساعت مي باشد.ونیز تعطیلات طولانی ، هدر رفتن منابع مادیو مالی با توجه به افت شاخص های تحصیلی و کاهش تمایل دانش آموزان و دانش جویان به تحصیل و یادگیری علمی و کاربردی نشدن رشته های دبیرستانی و دانشگاهی ونیز اشتغال افراد در خارج از حوزه تحصیل و تخصص خود (بیکاری پنهان).........
نیز مصرف زیاد کاغذ در بخشهای اداری و آموزش و پرورش و گرفتاری های نظام بروکراسی زاید اداری ومشکل اداری امروز برو فردا بیا ! تمرکز گرایی شدید نظام اداری ایران و کشاندن افراد به مراکز استانها و پایتخت بدلیل نبودن اختیار عمل در شهرستانها و غیره.....و باز گره کور ترافیک شهری و جاده ای و صرف بیهوده وقت و انرژی و هدر رفتنسوخت اتومبیل ها در شلوغی های خیابانها و جاده های کم ظرفیت.(لازم به ذکر اینکه مصرف بنزین در ترافیک های سنگین تقریبا 2 برابر می شود.)و بسیار موارددیگر......و مسئله مهم تراینکهدر کشور ما نرخ سرمایه گذاری از نرخ مصرف پایین تر است.
توجه به این اعداد و ارقام و نکته ها، خود بزرگترین هشدار وضرورت توجه به این مطلب است که ما منابع خداد داد خود را چگونه و با چه سرعتی مصرفو نابود می کنیم. منابعی که جبران ناشدنی، تجدید ناپذیر و گران بها می باشند. مسلما با این بی محابا مصرف کردن ذخایر موجبهرز رفتن منابع می شویم .و این به نوعی کفران نعمت است و روایت است که" کفران نعمت، گناهی است که سریعتر از بقیه گناهان عقوبت آن دامن انسان را می گیرد"
با عنایت به توصیه های بزرگان دین و شریعت به صرفه جویی و قناعت و پرهیز از اسراف در می یابیم که رفتار ما تا چه اندازه قابل تجدید نظر و نیازمند اصلاح است . و نیز با مطالعه نظریات اقتصادی والگوهایی از کشور های مختلف که راه درست را پیموده و روشهای درست را یافته و عمل نمودهو به توسعه دست یافته اند. ضرورت اصلاح الگوی مصرف بیشتر نمایانخواهد شد.
اما مشکل کجاست؟ این اعداد و ارقام مایوس کننده از کجا ناشی شده اند . آیا ما مردمی اسراف کار و راحت طلب هستیم و نعمت های خداوند راقدر نمی داریم؟ اگر چنین است به چه علت ملت ما دچار این عارضه گردیده است؟
مسلما رفتار های اجتماعی برایندی از کل به جز و بر عکس است بدین معنی که رفتار دولت مردان و بزرگان اجتماع به بخش هایپایین تسری پیدا می کند.
به قولسعدی علیه الرحمه :
"اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبیبرآورند غلامان او درخت ازبیخ"
و باز اغلب این افراد پایین دست هستند که به مراتب بالا تر می رسند و فرهنگ آموخته شده و نهادینه خود را به آنجا می برند و عمل می کنند.
پس نتیجه آن می شود که بار مسئولیت بر دوش همه سنگینی می کند اما این مسئولیت متناسب با وزن اجتماعی آحاد ملت از یک طرف و از طرف دیگر مسئولیت خطیرحکومتیان و دولت مردان و نخبگان اجتماع ، در فرهنگ سازی و آموزش صحیح و الگو سازی متناسب و نهادینه کردن رفتار مطلوب و تحریک حساسیت مردمبه آینده است .
به یقین بیان و تکرار مشکلات و درد ها به تنهایی چاره ساز نبوده بلکه باید راه درمان را جستجو کرد . مردم ایران در سالهای بعد از جنگ اغلب به تنهایی و یا لااقل بیشتر از حکومت بار کش برنامه های اصلاحی به اصطلاح توسعه و باز سازی و متحمل هزینه های آن بوده اند به همین دلیل است که وقتی بحث تغییراتی مانند هدفمند کردن یارانه ها و یا اصلاح الگوی مصرف مطرح می گردد حساس می شوند زیرا تحمل مشقت بیشتر راخارج از توان خود می بینند.و به برنامه ها زیاد خوشبین نیستند. زیرا بسیار وعده هایی که عمل نشده و یا اصلا قابلیت عملیاتی نداشته اند. ( شاهد مثال آن قرار بود با حذف یارانه در بخش شوینده ها در سال87 آن یارانه ها به بخش لبنیات اختصاص یابد.)از سویی کمبود هاو بحران های زمان جنگ و پس از آن که خیلی از مایحتاج مردم یک شبه نایاب می گردیدند . آرامش مردم راسلب و سبب تمایل آنها به خرید اضافی و انبار کردن کالا گردیده است . و این نوع رفتار در انها نهادینه شده .دیگر اینکه به سبب افزایش تولید و واردات بی رویه و تمایل به اقتصاد آزاد وهجوم تبلیغاترنگارنگ و پر اثر ، انگیزه مصرف گرایی در جماعت ایرانی زیاد گردیده است.
از منظری دیگر ،ظاهرا ثروت عظیم و خدا دادهنفت و منابع زیر زمینیسبب کاهلی ما شده و مااز آناستفاده ساختاری نکرده ایم. به طور حتمکاهش وابستگی به نفت برای ماندگاری تمدن ایرانی ضروری می نماید . توچه داشته باشیم که ژاپنی ها برای داشتن در آمدی معادل بیست دلار باید 100 دلار کالا بفروشند و ما فقط کافی استیک بشکه نفت از چاه بیرون بکشیم و بفروشیم . ظاهراهمین موضوع ما را تنبلو مصرف گرا نموده است. بدون توجه به این مطلب که این منابع بسیار گران بها ،تمام شدنیو تجدید ناپذیر بوده و نسل های آینده نیز سهمی از آن دارند .حال در نظر بیاورید هشدار کارشناسان را به این نظریه که این منابع به سرعت در حال تمام شدن هستند. آن وقت چه باید کرد؟ اگر قرار است این اتفاق خیلی زود بیافتد ،مسئولیت ما سنگین تر خواهد شد . دولت و ملت باید از روزمرگی بیرون آمده و به فکراداره ایران بدون نفت با شند. زیرا بدون فراهم نمودن شرایط برای زندگی در آن روز ما شرایطی مشابه کشور اتیوپی خواهیم داشت.
راه حل و روشهای اصلاح :
اصلاح الگوی مصرف به معنی استفاده صحیح ، بهینه ، مناسب و به اندازه از منابع کشور است . جهت تحقق این امر روشهای صحیح استفاده از منابع کشور باید در جامعه نهادینه شود. بنابراین تغییرات با ید گام به گام و محتاطانه و بدون فشار آوردن بر مردم صورت گیرد. اصلاح رفتار مردم محتاجبرنامه ریزی ، آموزش و فرهنگ سازیبوده ونیازمند زمان است . تغییر عرف و عادات مردم یکروزه با دستور و بخشنامهعملی نمی گردد. و مهمتر اینکه این تغییر باید از کل به جز صورت گرفته و از خود دولت شروع گردد و دولت نقطه مرکزی این اصلاح باشد. و مهمترین وجه آن اصلاح مدیریت کشور است زیرا آنطور که به نظر می رسد . با توجه به وجود منابع لازم برای مدیریت (مالی-مادی- انسانی) آنها درست بجا و آینده نگرانه به کار گرفته نشده اند.
در تحلیل آمار و ارقامی که بدان اشاره شده نباید توپبه زمین مردم انداخته شود. زیرا بسیاری از آنها از مشکلات ساختاری و عدم نوسازی شبکه های مختلف است .مثلا بین 20 تا 40 درصد از انرژیکشور بدلیل فرسودگیو غیر استاندارد بودن وسایل هدر می رود . 25 درصد آب تهران بدلیل فرسودگی لوله کشی هدر می رود . یا بخش زیادی ازمصرف بالای بنزین به جهت تولید اتومبیل های با مصرف بالا و ترافیک خیابانها و جاده ها و توسعه نیافتن بخش حمل و نقل عمومی و حل نشدنمعضل بیکاری است و این تقصیرات متوجه مصرف کننده نیست و نباید به پای مردم نوشته شود!
مهمتر اینکه اصلاح روشهای تولید ضروری تر به نظر می رسد .
حتی المقدور کاستن از مصارف غیر ضرور- فاصله گرفتن از فرهنگ یک بارمصرفی (امروزه بیشتر گرایش به سمت مصرف کالاهای یکبار مصرف است که علاوه بر افزایش مصرفموجب افزایش آلودگی محیط زیست نیز گشته است)جلوگیری از هرز رفتن منابع در حوزه انرژی- اصلاح در بخش ساخت و ساز ساختمانها – اصلاح در بخش اداری – توسعه اتوماسیون اداری و دولت الکترونیک و کاستن از مراجعات مکرر مردم به ادارات – کاستن از تمرکز اداری- توجه بیشتر به بخش کشاورزی وتغییر روشهای آبیاری مزارع – استفاده از منابع جدید انرژی-ایجاد شغل و حل بیکاری- بر طرف کردن ترافیک ،
تغییر ساختاری در فر اوری آرد و پخت و پز نان بسیار ضروری است.
خلاصه اینکه اصلاح الگوی مصرف سبب ارتقای شاخص های زندگی،گسترش عدالت اجتماعی و توزیع مناسب منابع ،پرهیز از اسراف و توسعه بخش هایی که کمتر مورد توجه بوده اند می شود.و شرایط زندگی مطلوب تر برای مردم مسلمان ،صاحب تمدن و فداکار ایران را فراهم خواهد نمود.و توجه داشته باشیم به این مطلب مهم که با توجه به داشته ها ملت ایران استحقاق زندگی بهتر و مطلوب تر را دارد و این حق هر ایرانی است که با آرامش و آسایش در کشور خود به راحتی بهزندگی ادامه دهد.
و این همه مگر باتلاش فراوانو فضیلت شمردن کارو نهادینه کردن فرهنگ کار و تلاش بدست نمی آید و نیز هیچ اصلاح و تغییری مگر باخواست و مشارکت همه آحاد مردم به درستی و کامل صورت نمی پذیرد.پس اولویت هر برنامه ای خصوصا در حوزه اجتماعی آماده نمودن افکار عمومی است . وتحقق اینامر با کمک آموزش و پرورش،آموزش عالی،رسانه ها ،اماکن مذهبی و فرهنگی و بکار گیری همه عوامل تاثیر گذار مسیر خواهد شد.